تو می مانی
دوباره کنار دریا تو هم توبه بشکن که کار عاشقی رو به عشقه نه به تنهایی و بی کسی برای عاشق بمون برای عاشق بساز واسه عاشق بسوز تو هم توبه بشکن که کار عاشقی رو به عشقه نه به تنهایی و بی کسی دوباره کنار دریا بهار آمد بهار آمد بهار مشكبار آمد داشتن عادات غذایی صحیح و توجه به زمان خوابیدن و استراحت برای حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند. برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم. به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد: ساعت 9 تا 11 شب: زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود. در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید. ساعت 11 تا 1 شب: عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید. ساعت 1 تا 3 نیمه شب: عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود. ساعت 3 تا 5 صبح: عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد. بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند. ساعت 5 تا 7 صبح: این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید. ساعت 7 تا 9 صبح: جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید. افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند. کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آنها، ساعت 7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است عادت خود را تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند. دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند. از نصفه های شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد. در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام تعطیلات، با خستگی به سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه باید انجام دهد. پس همیشه، زود بخوابید و خواب آرامی داشته باشید . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . در انتشار آنچه خوبيست و ردي از عشق در آن هست یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده ... باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست کاش بودیم آن زمان کاری کنیم یک راز حقیقی ... یه پست متفاوت گذاشتم، امیدوارم خوشتون بیاد: باران که می بارد تو می آیی بارانِ گل ، بارانِ نیلوفر باران ِمهر و ماه و آئینه بارانِ شعر و شبنم و شبدر از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری از لحظه های تشنه ی بیدار تا روزهای بی تو بارانی غم می کُشد ما را و می بینی دل می کِشد ما را تو میدانی..... چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم، اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی، قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی، زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی.... .. .... ......سلام.....الان مسافرتم....کفتم میام از اینجا یه سلامی به همتون کنم......... دوستتتون دارم اما آنقدر فرصت داریم.................که به یکدیگر بگوییم دوستت دارم ببین که چگونه عاشقانه در پی تو هستم....
هق هق ناله و تنها
دوباره تنهانشستم
دوباره همدم غمها
دوباره خیلی پریشون
دوباره از خود پشیمون
کنار موجای ساکت
افتادم بی جون بی جون
دوباره مثل گذشته
دوباره مثل قدیما
من شدم تنهای تنها
همدمم غمای دنیا
دوباره نم نم بارون
دوباره شر شر ناودون
دوباره تنها نشستم
با دو چشم خیس و گریون
دوباره دلم شکسته
از همه دنیا گسسته
توی این شهرغریبه
چشم به راه تو نشسته
آره این دل ویرونه
دوباره شده دیوونه
دوباره توبه شکسته
واسه عشق تو میخونه
بیا تو کنار من باش
همدم و همراه من باش
میمونم با تو همیشه
نباشی بی تو نمیشه
دوباره کنار دریا
دوباره همدم غم ها
دوباره توبه شکستم
باز میگم عاشقت هستم
دوباره همدم غم ها
دوباره توبه شکستم
باز میگم عاشقت هستم
نگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد
صبوح آمد صبوح آمد صبوح راح و روح آمد
خرامان ساقي مه رو به ايثار عقار آمد
صفا آمد صفا آمد كه سنگ و ريگ روشن شد
شفا آمد شفا آمد شفاي هر نزار آمد
حبيب آمد حبيب آمد به دلداري مشتاقان
طبيب آمد طبيب آمد طبيب هوشيار آمد
سماع آمد سماع آمد سماع بي صداع آمد
وصال آمد وصال آمد وصال پايدار آمد
ربيع آمد ربيع آمد ربيع بس بديع آمد
شقايق ها و ريحان ها و لاله خوش عذار آمد
كسي آمد كسي آمد كه ناكس زو كسي گردد
مهي آمد مهي آمد كه دفع هر غبار آمد
دلي آمد دلي آمد كه دل ها را بخنداند
ميي آمد ميي آمد كه دفع هر خمار آمد
كفي آمد كفي آمد كه دريا در از او يابد
شهي آمد شهي آمد كه جان هر ديار آمد
كجا آمد كجا آمد كز اين جا خود نرفتست او
وليكن چشم گه آگاه و گه بي اعتبار آمد
ببندم چشم و گويم شد گشايم گويم او آمد
و او در خواب و بيداري قرين و يار غار آمد
كنون ناطق خمش گردد كنون خامش به نطق آيد
رها كن حرف بشمرده كه حرف بي شمار آمد
تاثير ساعات مختلف خواب شب در سلامتي

مرد را به عقلش نه به ثروتش
زن را به وفايش نه به جمالش
دوست را به محبتش نه به کلامش
عاشق را به صبرش نه به ادعايش
مال را به برکتش نه به مقدارش
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش
غذا را به کيفيتش نه به کميتش
درس را به استادش نه به سختیش
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش
نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش
شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش
دل را به پاکیش نه به صاحبش
جسم را به سلامتش نه به لاغریش
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش
آخرين نفر نباشيد!
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و ..
بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام

هیچ می دانید که
آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟
خدا می داند، ولی ...
آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد
و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت.
آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود.
و آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود!
سوالی که بیش از یک بار نمی توان به آن پاسخ داد.
خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد، روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جزء خوبها بنویسند.
خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که
حیات را از یاد برده باشیم.
خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم
و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم
و بدانیم که دفتر دنیا؛ چرک نویسی بیش نیست
چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است.jpg)
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله …

ارزش خوندن این متن به دقایق وقتی هست که شما صرف می کنید
پس سعی کنید این دقایق رو از دست ندید دوستان من
...
..
.
همه ما خودمان را چنین متقاعد می كنیم كه زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:
شغلمان را تغییر دهیم
مهاجرت كنیم
با افراد تازه ای آشنا شویم
ازدواج كنیم
فكر میكنیم، زندگی بهتر خواهد شد اگر:
ترفیع بگیریم
اقامت بگیریم
با افراد بیشتری آشنا شویم
بچه دار شویم
و خسته می شویم وقتی:
می بینیم رئیسمان ما را درک نمی کند
زبان مشترك نداریم
همدیگر را نمی فهمیم
میبینیم كودكانمان به توجه مداوم نیازمندند
بهتر است صبر كنیم ...
با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه :
رئیسمان تغییر كند
شغلمان را تغییر دهیم
به جای دیگری سفر كنیم
به دنبال دوستان تازه ای بگردیم
همسرمان رفتارش را عوض كند
یك ماشین شیك تر داشته باشیم
بچه هایمان ازدواج كنند
به مرخصی برویم
و در نهایت بازنشسته شویم ...
حقیقت این است كه برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس كی؟
زندگی همواره پر از چالش است.
و مشکلات تمامی نخواهند داشت!
بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم كه با وجود همه این مسائل،
شاد و خوشبخت زندگی كنیم.
بعضی وقت ها ...
به خیالمان می رسد كه زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع می شود كه موانعی كه سر راهمان هستند، كنار بروند:
مشكلی كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم می كنیم
كاری كه باید تمام كنیم
زمانی كه باید برای كاری صرف كنیم
بدهیهایی كه باید پرداخت كنیم
و ...
بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!
بعد از آنكه همه ی این ها را تجربه كردیم، تازه می فهمیم كه زندگی، همین چیزهایی است كه ما آن ها را موانع میشناختیم!
این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم كه جادهای اختصاصی بسوی خوشبختی وجود ندارد.
خوشبختی، خود همین جاده ایست که ما را به زندگی و آینده هدایت می کند.
تو رو خدا بیائید از هر لحظه زندگی لذت ببریم.
برای آغاز یك زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست كه در انتظار بنشینیم:
فارغ التحصیل شویم
به دوران دانشگاه برگردیم
به دوران کودکی برگردیم
وزنمان را كاهش دهیم
وزنمان را افزایش دهیم
شروع به كار کنیم
مهاجرت کنیم
دوستان تازه ای پیدا کنیم
ازدواج کنیم
فرزند به دنیا بیاوریم
یک خانه شیک بسازیم
شروع تعطیلات فرا برسد
صبح جمعه بیاید
در انتظار دریافت وام جدید باشیم
یك ماشین نو بخریم
بازپرداخت قسط ها به اتمام برسد
برنده یک مسابقه میلیونی شویم
مشهور و سرشناس شویم
بهار بیاید
تابستان از راه برسد
پاییز را تجربه کنبم
زمستان را به امید بهار دلخوش کنیم
اول برج ...
پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون
سفرهای خارجی
مردن
تولد مجدد !
و...
امــــــــــا ...
خوشبختی یك سفر است، نه یك مقصد ...
هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.
زندگی كنید و از حال لذت ببرید.
اكنون فكر كنید و سعی كنید به سؤالات زیر پاسخ دهید:
1. پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید ؟
2. برندههای پنج جام جهانی آخر را نام ببرید ؟
3. آخرین ده نفری كه جایزه نوبل را بردند چه كسانی هستند ؟
4. آخرین ده بازیگر برتر اسكار را نام ببرید ؟
نمیتوانید پاسخ دهید؟
نسبتاً مشكل است، اینطور نیست؟
نگران نباشید، هیچ كس این اسامی را به خاطر نمی آورد.
پس شما چیزی را از دست نداده اید.
چـــــــــون :
روزهای تشویق به پایان می رسد!
نشان های افتخار خاك می گیرند!
برندگان به زودی فراموش میشوند!
و حتی بهترین ها هم آخر می میرند!
اكنون به این سؤالها پاسخ دهید:
1. نام سه معلم خود را كه در تربیت شما مؤثر بودهاند، بگویید ؟
2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نیاز به شما كمك كرده اند، نام ببرید ؟
3. افرادی كه با مهربانی هایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیدهاند، به یاد بیاورید ؟
4. پنج نفر را كه از هم صحبتی با آن ها لذت می برید، نام ببرید ؟
حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟
افرادی كه به زندگی شما معنی بخشیدهاند، ارتباطی با "ترینهای دنیا" ندارند،
ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبردهاند ...
ولــــــــــی ...
آنها كسانی هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند،
همان هایی كه در همه ی شرایط، كنار شما می مانند ...
كمی بیاندیشید. زندگی خیلی كوتاه است
حتی کوتاه تر از اینکه مفهوم واژه های این پست را بخاطر سپردید
شما در كدام لیست قرار دارید؟
نمی دانید؟
اجازه دهید كمكتان كنم.
شما در زمره ی ترینهای دنیا نیستید ...
امــــــــــا ...
شما از جمله دوستانی هستید كه برای در میان گذاشتن این راز در خاطر من بودید
و برای تقسیم تمام شادیها نیز در خاطرم خواهید ماند
فقط همین
موفق باشید و شاد و باانگیزه

دستانی که با اخلاص کمک می کنند پاک تر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است
وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما
سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است که نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد
اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند
پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر
کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم
کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید
انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند
همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد
تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است
دشوارترین قدم، همان قدم اول است
عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
من یاور یقین و عدالتم، من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد
من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است
خداوند کشورم را از دشمن خشکسالی و دروغ محفوظ دارد
دوهزارتا لیلی واسه هر مجنونه
من چهقد خوشبختم همهچی آرومه
مانتوها چسبونن، همهچی معلومه!
بگو این آرایش تا ابد پابرجاس
حالا که خطچشم تو نگاهت پیداس!
من چهقد خوشبختم زندگی آسونه
زندگی شیرینه همهچی ارزونه
همهچی آرومه غصهها خوابیدن
پول خوبی میدن واسهی زاییدن!
ما چهقد خوشبختیم همهچی آرومه
چهکسی بیکاره؟ چه کسی محرومه؟
غول بدبختی رو غول خوشبختی خورد
هرچی که مشکل بود همه رو لولو برد!
قاضیا بیکارن زندونا تعطیله
پایهی میز کسی نیست کلی میله
شیشهی نوشابه جز واسه خوردن نیست
کار وانت غیر از پرتقال بردن نیست!
تو خیابون غیر از لیلی و مجنون نیست
روی هیچ دیواری قطرههای خون نیست
نیست اصلا سانسور سایتها فیلتر نیست
توی میزگردا پشت هم زرزر نیست!
اونقَدَر خوشبختم اونقَدَر خوشحالم
که به بعضیجاها وازلین میمالم!
زده زیر دلمون خوشی ِ افراطی...
من نخوردم چیزی یا نکردم قاطی!
این ترانهی قشنگ(همهچی آرومه)
اثری از من نیست، اثر باتومه
باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ ِبیداری
غم می گریزد،غصه می سوزد شب می گداز،سایه می میرد
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد..... تا شعر باران تو می گیرد....

![]()
![]()
![]()
ببین که چگونه شب و روز به یاد تو هستم و تنها آرزویم رسیدن به تو است....
لحظه ای به من نظری بینداز ....
ببین که تنهاتر از من هیچ تنهایی نیست ، مرا باور کن ، تنها تویی در قلب تنهایم!
این قلب تنها ، لحظه به لحظه به یاد تو هست...
ببین مرا که از همه عاشقترم ، عاشق تو و آن قلب مهربانت ....
از همه دیوانه تر منم ، این منم که دلم میخواهد و آرزو دارم تو برای من باشی !
دلم میخواهد تا ابد برای من باشی و تنها عشق جاودانه ام باشی ....
در میان اینهمه عاشقان لحظه ای نیز به من نگاه کن ....
یک لحظه به من نگاه کن تا ببینی از همگان مجنون ترم...
مجنون تو ، مجنون آن چشمهای زیبایت ، دیوانه آن قلب پاکت....
بیا با هم عاشقترین باشیم ، در میان همگان صادق ترین باشیم....
ببین من دلشکسته را که شب و روزم یاد تو و ذکر نام تو است ....
مرا باور کن ، این عشق مرا گرچه حقیر است ولی باور کن....
باور کن که همین عشق حقیر ، پاکترین و واقعی ترین عشق روی زمین است...
با اینکه میدانم نگاهت به سوی کسی دیگر است ، بیا و لحظه ای نیز نگاه به من کن!
نگاه کن تا بفهمی عاشق واقعی کیست !
او که تو را از همه بیشتر دوست دارد و تنها آرزویش رسیدن به تو است منم!
او که رسیدن به تو را برابر با خوشبختی میبیند منم !
او که میخواهد بعد از رسیدن به تو دنیا را به نامت کن منم !
این منم که عاشقم ، لحظه ای به من عاشق نظری بینداز ....
به خدا خیلی دوستت دارم و یک لحظه نیز طاقت ندارم قلبت برای کسی دیگر باشد!
آرزو دارم آن قلب مهربان و پاکت برای منی باشد که تو تنها آرزویش هستی !
فقط یک بار بگو که برای منی ،تا یک عمر احساس خوشبختی کنم !
فقط یک لحظه برای من باش ، تا یک عمر امیدوارانه و عاشقانه به عشق تو زندگی
کنم!باور داشته باش که خیلی دوستت دارم ، تنها کافیست لحظه ای مرا باور کنی !
بیا با من باش تا غروب زندگی ام به پایان برسد و سپیده عشق در قلبم طلوع کند!
بیا با من باش تا سپیده آخر ..... لحظه ای که میفهمی از عشقت مرده ام!
| Design By : Pars Skin |



.jpg)








