باران
باران که می بارد تو می آیی بارانِ گل ، بارانِ نیلوفر
باران ِمهر و ماه و آئینه بارانِ شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ ِبیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری
غم می گریزد،غصه می سوزد شب می گداز،سایه می میرد
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد..... تا شعر باران تو می گیرد....
از لحظه های تشنه ی بیدار تا روزهای بی تو بارانی
غم می کُشد ما را و می بینی دل می کِشد ما را تو میدانی.....
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۳ ساعت 15:6 توسط ندا
|
.jpg)